0:00

زندگی معنای گسترده‌ای دارد و هر فردی بنا به ویژگی‌های شخصیتی خود هدفی را دنبال می‌کند، ارزش منحصر به فردی را به جامعه ارائه می‌دهد و در قبال آن جامعه از او کلیتی را می‌بیند که برند شخصی یا حرفه‌ای آن شخص می‌باشد.

app download

app download

app download

app download

اگر موضوعی را به عنوان معنادار تعریف کنید، منظور شما این است که آن موضوع جدی، مهم و قابل استفاده به روش‌های گوناگون می‌باشد.

فرهنگ لغات کالینز
  • زندگی معنادار چیست
  • اما چطور؟
  • هدف، کورسوی امید در تاریکی روزگار
  • ایجاد ارزش‌های فردی
  • ارزش گذاری و از دست ندادن آن ارزش
  • ساده سازی
  • رضایت زندگی
  • زندگی معنادار و برندسازی

زندگی معنادار چیست

انسان از بدو تولد به دنبال پاسخ پرسش‌هایش می‌گردد، و پرسش چیست و چرا سوال هایی هستند که معمولا تا لحظه مرگ انسان را همراهی می‌کنند. در این بین پدر و مادر و سیستم آموزشی همزمان سعی در شکل دهی شخصیت کودک می‌کنند و برای آینده او تصمیم می‌گیرند. اما انسان به عنوان یک موجود محدود قادر به فهم موضوعات نامحدود نمی‌باشد به همین دلیل برای پاسخ به سوالات عمیقی همچون ٬٬هدف من در زندگی چیست٬٬، می‌گردد؟

حل کردن مسئله ریاضی چند معادله چند مجهول معروف را در نظر بگیرید. برای حل این نوع معادله‌ها که جواب را به راحتی نمی‌توان یافت، ما در ابتدا از سمت راحت‌ترین قسمت که با آن آشنایت بیشتری داریم شروع می‌کنیم و با قرار دادن فرضیات بر اساس آسان‌ترین معادله به سوی سخت‌ترین قسمت حرکت می‌کنیم. به این صورت یک معادله غیر قابل حل که در نگاه اول بی‌نهایت تصور میشد و حل آن غیر ممکن با این روش شروع به شفاف شدن کرده و با کمی تلاش جواب را در اختیار ما می‌گذارد.

حال برای بدست آوردن معنا در زندگی یا حل مسائل غیر ممکن هر فردی می‌تواند با نگاه به داشته‌هایش و آرزوهایش اقدام به حل مسئله کند. (پس می‌بیند که ریاضی آنقدر هم که فکر می‌کردید بدون استفاده نیست، فقط کافی است که زبانش را متوجه بشوید و آن موقع است که ریاضی همانند کنسرت‌های همایون شجریان می‌شود، دلنشین).

ولی باز هم اگر در پیدا کردن معنای زندگی خود با اشکال روبرو هستید، این جستار برای کمک به شما در یافتن این معنا نوشته شده است و اولین قدم آن ارزش است، ارزشی که شما برای خود و دیگران قائل هستید.

اما چطور؟

زندگی و کار خود را بازبینی کنید، در هر سن یا موقعیت کاری یا اجتماعی که باشید، خلوت کردن با خود همیشه یک ایده خوب است که تمام پستی و بلندی‌های زندگی شخصی و حرفه‌ای خودتان را سبک و سنگین کنید و نقاط برجسته آن را بازبینی کنید تا لیستی از تمام کارها تهیه کنید و سپس خیلی صادقانه و سختگیرانه آن‌ها را بررسی کنید و به دنبال اهداف خود بگردید. این که انسان کاری انجام دهد زیاد اهمیتی ندارد ولی این که انسان به دنبال هدفی دست به انجام کاری بزند آن کار و خود را بی‌نهایت ارزشمند کرده است.

برای مطالعه بیشتر در خصوص هدف می‌توانید به جستار سختی، ضرورت رشد است رجوع کنید.

ولی هدف چطور به ما کمک می‌کند که به زندگی خود معنا دهیم؟

هدف، کورسوی امید در تاریکی روزگار

تمام انسان‌ها هر یک به نوعی این تجربه را در بخشی از زندگی خود داشته‌اند که در فضای تاریکی قرار گرفته‌اند و کوچک‌ترین تصوری ندارند برای خارج شدن از آن محیط چه کاری باید انجام دهند یا به کدام سمت باید حرکت کنند. در همین شرایط دیدن کوچکترین کورسوی روشنایی هم مسیری را روشن می‌کند و هم دلگرمی بوجود می‌آورد تا برای خروج از این دره تاریک امیدوار شود. پس طبیعتا ما هم به سوی آن حرکت می‌کنیم. این روشنایی هدف حرکت ما می‌شود، ممکن است چندین با در طول مسیر به زمین بخوریم یا روشنایی خاموش شود ولی ما دیگر این امید را داریم تا روشنایی را دوباره ببینم پس این بار با امید چشم در همان راستا باقی می‌مانیم یا همان مسیر قبلی را طی می‌کنیم.

دیدن کورسوی روشنایی در تاریکی محض - Courtesy of Jez Timms
دیدن کورسوی روشنایی در تاریکی محض – Courtesy of Jez Timms

هدف در زندگی دقیقا همین نقش را ایفا می‌کند.

داشتن هدف برای ما این ارمغان را می‌آورد که دیگر بی دلیل و بی‌کار در این تاریکی قرار نگیریم، بلکه راه خروجی وجود دارد و بالاخره ما از این وضعیت خارج می‌شویم و دنیایی در خارج از این تاریکی وجود دارد و الان هدف ما خروج از تاریکی رفتن به سمت روشنایی است و این روزنه نور مانند راهنمای خروج ما عمل می‌کنند.

اما چطور این روشنایی را ببینیم؟

ایجاد ارزش‌های فردی

مهمترین عامل در پیدا کردن معنا و البته در برندسازی،‌ ارزش‌ها است. ارزش تعیین کننده شخصیت درونی است و معیاری است که دیگران ما را بر اساس آن می شناسند و تصمیم می‌گیرند که با ما در ارتباط باشند یا نه.

ولی این چه ارتباطی با معنای زندگی ما دارد؟

ارزش در وهله اول برای خود ما است،‌ راهنمای درونی ما برای تعیین درست و غلط بودن کاری است که ما انجام می‌دهیم، شخصیت خود را می‌سازیم، خودمان را با آن می‌سنجیم که آیا در مسیر درست قرار داریم یا خیر، این ارزش‌ها دقیقا تعیین کننده این موضوع هستند که فرق ما با دیگران در چیست. درست است که انسان موجودی اجتماعی است ولی در عین اجتماعی بودن موجودی منحصر به فرد است و علاقه دارد که دیده شود (حالا یا خودش یا اثرات کاری که انجام می‌دهد) و به دلیل همین منحصر به فرد بودن هر شخص، ارزش‌های او هم کاملا می‌تواند منحصر به فرد باشد.

پس وقتی ما برای خود هدفی را تعیین می‌کنیم در واقع برای ارزشی که برای خودمان قائل هستیم هدفی تعیین می‌کنیم:

پس اولین قدم در بدست آوردن معنای واقعی زندگی خود، ارزش‌گذاری است.

ارزش گذاری و از دست ندادن آن ارزش

اگر ارزشی در ذهن خود ندارید یا نمی‌دانید که از کجا باید شروع کنید، می‌توانید از روش زیر استفاده کنید. البته اگر شما روش دیگری در ذهن دارید یا فکر می‌کنید که با انجام روش دیگری می‌توانید به ارزش‌های مد نظر خود دست پیدا کنید، حتما آن کار را انجام بدهید و در ذهن داشته باشید این روش‌ها همگی برای کمک به شما برای دستیابی ارزش و معیار زندگی شما وجود دارند تا شما را در زندگی شخصی و حرف‌ای موفق کنند. پس هر روشی که شما را به این هدف برساند درست است.

نوشتن زندگی نامه راه بسیار مناسبی برای پی بردن به قدرت درونی و نقاط ضعف و قوت است چرا که موقع نوشتن انسان ناخودآگاه فکر می‌کند و هر کاری که انسان را وادار به فکر کردن بکند مفید و سازنده است. بعلاوه بعد از نوشتن شما می‌توانید دوباره آن را بخوانید و مطمئن باشید همیشه مطالب جالبی از نوشته‌های خودتان به دست می‌آورید. حتی می‌توانید یک مرحله جلوتر بروید و نوشته‌های خود را به دیگران بدهید و نظر آن‌ها را جویا شوید. البته این کاملا بستگی به خودتان دارد و اگر تحمل شنیدن نقد و جمع‌بندی دیگران را دارید من حتما این روش را به شما پیشنهاد می‌کنم.

اگر به نوشتن علاقه ندارید سعی کنید در جمع‌های متفاوت نظرات خودتان را بیان کنید، با این کار هم قدرت سخنوری خود را تقویت کرده‌اید و هم با بحث و گفتگو ایده‌ها و نظرات خود را با دیگران به چالش کشیده‌اید که مجددا ختم به فکر کردن می‌شود که منجر به این موضوع می‌شود که این مباحث را بهتر رهبری و هدایت کنید و نتیجه همه این‌ها بهتر شناختن خود و موضوعاتی است که برای شما اهمیت دارد.

مطمئن باشید همیشه گروهی هستند که از این کار شما سوءاستفاده می‌کنند و از حرف‌ها برای ضربه زدن به شما استفاده کنند، ولی اشتباه نکنید این یک فرصت است، از آن استفاده کنید، ‌دشمنان شما بزرگترین معلمان شما هستند. از مشکلات و کمبود های خودتان خجالت نکشید، هیچ کس بدون اشتباه و ضعف نیست، هیچ کس کامل نیست، ولی انسان بزرگ به سمت کامل شدن مقتدرانه قدم بر‌میدارد و به ضعف‌ها و قوت‌هایش آگاه است و از آن‌ها به طور یکسان بهره می‌برد.

خودتان را با انسان‌های بزرگ احاطه کنید، انسان‌هایی که علاقه دارید شبیه آن‌ها باشید، از انسان‌های سمی دوری کنید،‌ از بدخواهان و کور اندیشان فرار کنید آن‌ هم با سرعت. شما فقط از این اشخاص برای رشد کردن خودتان می‌توانید استفاده کنید آن‌ هم اگر قدرت تحمل زخم زبان خوردن را دارید و فقط به دنبال بهتر کردن خودتان هستید. این انسان‌های سازنده هستند که شما را تشویق می‌کنند و اگر کمکی از دستشان بر بیاید برای شما انجام می‌دهند که البته شما هم باید این آگاهی را داشته باشید که دیگران را به نوعی یاری دهید چرا که هر کسی در مرحله‌ای از رشد در زندگی خود قرار دارد.

با این روش شما شبکه‌ای سازنده در اختیار دارید که اعضایش برای بهبود شرایط هم تیمی‌ خود تمام تلاش خود را می‌کنند و در این شرایط شما خیلی راحت تر می‌توانید ارزش گذاری خود را انجام دهید.

مردم به طور کل برای به دست آوردن زندگی معنادار به چهار دسته تقسیم می‌شوند:

دسته اول – پدر مادر باشند: تمایل دارند که ادامه زندگی خود را در فرزندان خود ببیند و به نوعی جاودانگی را دنبال می‌کنند؛ این می‌تواند دلیلی باشد بر این که برخی از پدر و مادر ها به فرزندان خود اصرار می‌کنند رشته تحصیلی یا فعالیت خاصی را پیگیری کنند که البته بسیار کار خطرناکی است چرا که اگر روش مناسب و استراتژي درستی را انتخاب نکنند یا در ارتباط برقرار کردن با فرزندان خود دچار اشتباه شوند که اغلب این اتفاق می‌افتد (به دلیل عدم دانش و تجربه کافی البته) آثار مخربی را با خود برای فرزندان به همراه می‌اورد. ولی اگر درست انجام شود همانطور که در بریتانیا، فرانسه با بخش های زیادی از ایران همانند تبریز، اصفهان، شوشتر منجر به ایجاد یک همگونی بسیار مناسب در سطح آن جامعه می‌شود. اگر با دقت به این شهرها یا مناطق نگاه کنیم یک ویژگی مشترک در بین همه آن‌ها به چشم می‌خورد: صدها سال تاریخ انسجام یافته خانوادگی. آن ها در طول تاریخ یاد گرفتند که از خطاهای نسل قبل کم کنند و بازدهی را بالاتر ببرند.

پدر و مادرها تمایل دارند که ادامه زندگی خود را در فرزندان خود ببیند و به نوعی جاودانگی را دنبال می‌کنند - Courtesy of MI PHAM
پدر و مادرها تمایل دارند که ادامه زندگی خود را در فرزندان خود ببیند و به نوعی جاودانگی را دنبال می‌کنند – Courtesy of MI PHAM

دسته دوم – به دیگران کمک کنند: موارد بسیاری وجود دارد که هر از چند گاهی افرادی پیدا می‌شوند که نیازهای شخصی خود را به کنار می‌زنند و به دنبال کمک کردن به افراد دیگر هستند، شوالیه دوران قرون وسطی اروپا، پهلوانان ایرانی،‌ پزشکان بدون مرز همگی بخشی از این گروه‌ها هستند که به دلایل گوناگون برطرف کردن مشکل جامعه را بر برطرف کردن نیازهای شخصی و قومی خود ارجحیت داده‌اند و حتی جان خود را برای این موضوع از دست داده‌اند.

به دنبال رویا ها بروند: گروه دیگری به دنبال جاودانگی هستند منتها بر خلاف پدر و مادرها برای فرزندان خود این کار را نمی‌کنند بلکه برای رویایی که در سر دارند شروع به پیمودن مسیر قهرمان جوزف کمپل می‌کنند. آن‌ها با شرایط فعلی خود راضی نمی‌شوند و به دنبال دنیای مد نظر خود هستند.

بخشی از یک گروه همفکر باشند: گروه آخرهم خوشبختی خود را در بست و گسترش ایده یا فکری منسجم با اهدافی مشخص می‌بینند و با بزرگتر شدن، مخاطبان بیشتر می‌توانند فکر خود را بسط دهند که البته همیشه با ایجاد نوعی چارچوب همراه می‌شود که جوامع پیشرفته‌تر بر اساس آن شکل می‌گیرند. تولد اخلاقیات در آیین زرتشتی حدود چهار هزار سال پیش یکی از این چهارچوب‌ها بوده است که به بشریت کمک کرد تا از دوران تاریک آن زمان بگذرد، دورانی که یکی از کمترین شواهد تاریخی و باستان‌شناسی را برای ما بر جای گذاشته است و درست بعد از این دوره حماسه گیل گمش و آیین زرتشتی ظاهر می‌شوند.

ساده سازی

همیشه به دنبال ساده سازی بروید،‌ هیچ چیز بهتر از یک نقشه راه، استراتژی یا هدف ساده، عملیاتی نیست. با از بین بردن حواشی اضافه،‌ دردسرها، هزینه‌های بی‌مورد و پروژه‌های متفاوت در حوزه‌های گوناگون یا بدنیال هیجان‌های روزمره رفتن مثل راه‌اندازی یک کافه زمانی که مدیریت یک کارخانه صنعتی را بر عهده دارید می‌توانید در کار خود تمرکز بیشتری داشته باشید و عمق کاری را انجام می‌دهید بیشتر شود.

اگر چندین موضوع در ذهن خود دارید و نمی‌دانید که کدام یک را باید انتخاب کنید یا کدام مسیر برای شما بهتر است، می‌توانید یک مسیر را بر اساس علایق خود انتخاب کنید و در آن وارد شوید و آن را تجربه کنید و تمام تلاش خود را برای درک کردن آن بکنید و تا جایی که می‌توانید یاد بگیرید و اگر به این نتیجه رسیدید که این مسیر آن چیزی نیست که شما را قانع می‌کند یا به زبان ساده‌تر ندای درونی شما با آن همخوانی ندارد،‌ اصلا نگران نباشید، شما فقط راهی را پیدا کردید که شما را به هدف خود که رضایت از خود در زندگی است را نمی‌رساند ولی در طول آن مسیر شما یاد گرفته‌اید، تجربه کرده‌اید و دیگر آن شخص قبلی نیستید پس وقتی مسیر درست را پیدا کردید تمام خطاها و تجربه‌های کسب شده در مسیرهای قبلی می‌تواند کمک‌یار بسیار قدرتمندی برای شما باشد و برخلاف نظر اکثر افراد،‌ ادامه دادن در مسیری که اصلا به آن علاقه یا استعدادی ندارید بزرگترین خیانتی است که شما می‌توانید در حق خودتان انجام دهید. پس به دنبال کاری بروید که برای شما معنا داشته باشد و نه تصمیمی که بر اساس مصلحت گرفته شود.

پس با ساده سازی مسائل پیش‌ روی خود می‌توانید راه حلی مناسب که جواب‌گوی روحیات و توانایی شما باشد پیدا کنید، به همین سادگی. پس مسائل را پیچیده نکنید.

رضایت زندگی

در نهایت تمام کار و تلاشی که ما در زندگی انجام می‌دهیم یک هدف دارد و آن هم رضایت خودمان از زندگی که انجام داده‌ایم. لحظه‌ای را در نظر بگیرید که در بستر مرگ هستید و کاری جز اندیشیدن به زندگی که انجام داده‌اید، ندارید. فقط دو حالت وجود دارد: حالت اول افسوس کارهایی که می‌توانستید انجام بدهید و ندادید و حالت دوم رضایت از زندگی که انجام داده‌اید، انتخاب هر کدام از این دو گروه کاملا با خود شما است.

زندگی معنادار و برندسازی

چه ما بخواهیم یا از آن فرار کنیم، همه ما در زندگی برندی از خود برجای می‌گذاریم، برخی از این برندها با مرگ ما از بین می‌روند، برخی مدت بیشتری و برخی هم تا زمانی که انسان زنده است ماندگار هستند. بنابراین معنایی که ما در زندگی برای خود تعریف می‌کنیم بعلاوه ارزشی که دیگران برای ما در نظر می‌گیرند با یکدیگر برندی را تشکیل می‌دهند که اطرافیان، ما را با آن می‌شناسند. این تعریف در کسب و کار معنای جالب‌تری را به خود می‌گیرد چرا که ما به صورت عمدی اقدام به برند سازی می‌کنیم پس ارزش‌ها و تعاریفی که ما از خود به دیگران معرفی می‌کنیم می‌تواند تفاوت بین سقوط یا صعود کسب و کار ما را باشد. مردم بر اساس این ارزش‌ها به سمت ما می‌آیند و در صورت اجرای صحیح اصول برندسازی همین مردم می‌توانند به مخاطب تبدیل شوند و به نوبه خود مخاطبان بیشتری را برای ما فراهم کنند.

پس نهایتا اگر ما بتوانیم ارزشی برای خود تعریف کنیم که واقعی باشد و از درون خود ما برخواسته باشد، ما این شانس را داریم که برندسازی موفقی را در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود انجام دهیم که اساسا موج بعدی چالش و رشد را برای ما به ارمغان می‌آورد که می‌تواند متعاقبا منجر به رشد بیشتر ما بشود که اگر این آن چیزی باشد که ما به دنبال آن هستیم، میتوان گفت که ما در  زندگی خود موفق به تحقق هدف خود شده‌ایم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *